تبليغاتX
اّزادی اندیشه

دعوت به گردهمایی در روز 10 ارديبهشت مقابل سفارت امارات(جمعی از جوانان جبهه ملی ایران)

 

هموطنان عزيز !

تحولات و رخدادهاي سياسي در منطقه با سرعت بسيار بر عليه منافع ملي ايران مي گذرد بي آنكه حاكميت، اندك وقعي به آن نهد. كشور نوپاي امارات كه روزگاري به رسميت شناخته شدنش در گرو امضا كشور ايران بود امروز با پشتیبانی اتحاديه عرب و برخی ابرقدرتهای جهان چشم طمع به خاك اين سرزمين داشته و مترصد فرصت و خطاي مسئولان جمهوري اسلامي است تا به بهانه آن بخشي از اين آب و خاك را از ميهن عزيزمان جدا نمايد .

 

هم ميهنان گرامي !

يكي از خاندان هايي كه در تاريخ چند صد ساله اخير ايران هميشه مورد سرزنش تمامي ايرانيان قرار گرفته سلسله قاجار بوده است ، چرا كه با بي كفايتي و بي درايتي بیش از نیمی از اين سرزمين را به بيگانگان واگذار نمودند و در امانتي كه به دست آنان سپرده شد خيانتي فراموش ناشدني کردند. لذا ما ايرانيان براي حفظ تماميت ارضي کشور وظيفه خود مي دانيم با تمام وجود و با کاربرد تمامي ابزارهاي ممكن، امانت سپرده شده به خود را حفظ نماییم تا نه گزندي به كشور عزيزمان وارد گردد و نه در تاريخ به خيانت در امانت متهم گرديم. بنابر اين ما جوانان جبهه ملي ضمن دعوت از تمامي هموطنان، در روز 10 ارديبهشت ساعت 11 بامداد، همزمان با روز ملي خليج پارس ، به همراه ساير هم رزمان در برابر سفارت امارات گرد مي آييم تا اعتراض شديد خود را به گوش مسئولان آن شيخ نشين رسانده و اعلام نماييم که حتي اگر مسئولان جمهوری اسلامی در برابر گزافه گويي هاي آنها  سكوت كنند ، ملت ايران هرگز از يك وجب خاك خود نخواهد گذشت .

 

اشکان رضوی

افشین حسینی

اکبر فهیمی

امیر شریفی

امیر شیخ الاسلام

امین قلعه ای

ابراهیم مرادی

آرش رحمانی

آرش صدیقی

بهرام رحمانی وحید

بیژن جانفشان

پیام طیب زاده

پیمان عارف

تیرداد بنکدار

حامد آیینه وند

حامد عزیزی

حسین دهوس

حمید رضا خادم

رضا درودی

رضا رادفر

رضا عزیزی

رکسانا خلیل الله

ژیلا سربازی

سحر بذرافشان

سلمان سیما

سمیرا جمشیدی

شیوا نصر

شیوا نوجو

علی اسماعیل زادگان

علی حاج قاسمعلی

علی علیمحمدی

علی قادری

غلامرضا کاظم زاده

فاطمه رحمانی

فرهاد میرفتاحی

فریبا درودی

کاوه بقایی ماکان

مجید ستاری

محسن رهامی

محمد شوراب

مریم شاه حیدری

مونا مقدم

مهدی الیاسی

میثم نظمی

نادر تقی زاده

نیما ناصرآبادی

وحید نوذری

هوتن دولتی

هومن دولتی

 

 

+ نوشته شده توسط شورای سردبیری در شنبه هفتم اردیبهشت 1387 و ساعت 5:54 |

دعای مخصوص ایرانیان

1.      خداوندا 100 ملت آفریدی و ما را عضو هیچ کدام قرار ندادی تو را شکر می گوییم که اینگونه قدر خوشی نداشته را به ما فهماندی

2.      خداوندگارا همه ممالک دنیا را به سمت پیشرفت رهنمون شدی ، ما را عقب گرد فرمودی تو را شکر میگوییم که لذت زندگی در صدر اسلام و حتی جاهلیت قبل ار آن را به ما نمودی

3.      خداوندا اگر چه شکمهایمان گشنه است اگر چه حقوقی نمیگیریم اگر چه هزار آرزو در یک جیب و هزارتومان در جیب دیگر داریم تورا شکر میگوییم که ما را ازنعمتهای انرژی اتمی برخوردار خواهی کرد و ما را درچشم دشمنان حسود همچون خاری قراردادی .فقط خداوندا کاری نکن که ما را از چشم بیرون بیاورند و در زباله دان بیندازند

4.      خداوندا اگرچه ما را اجازه آزادی نفرمودی تو را شکر میگوییم که طعم تلخ اسارت در کشور خود را چشاندی که در عاشورا یاد بازماندگان خاندان پیامبر را عزیزتر بداریم

5.      خداوندا تو را شکر میگوییم که پول و ثروت را همه به عربستان دادی ولی در عوض ما را در اسلام ناب غوطه ور ساختی و اینگونه عدالت فرمودی

6.      خداوندا اگر آزادی نداریم اگر هر روز بر سرمان میکوبند لااقل چندین مجلس داریم و هر سال دعوت چوپانان جامعه را لبیک گفته رای می دهیم پروردگارا تو را شکر میگوییم که به ما انجام واجبات اعطا نمودی

7.      خداوندگارا تو را شکر می گوییم که به ما نجابتی همانند اسبان ، وفاداری همچون سگان ، اجماعی همچون گوسپندان و هوشی همچون ماهیان آموختی و بدین وسیله اشرف مخلوقات خود کردی

8.      گویند اگر کسی در عمر خود جهاد نکند و آرزوی آن را نیز نداشته باشد کفر ورزیده خداوندا تو را شکر می گوییم که 1000 دشمن برایمان آفریدی و هر روز به تعدادشان می افزایی طوری که هر روز مرگ خود را در مقابل چشم داریم و جز جهاد در راه تو راهی نداریم

9.      خداوندگارا وارثان سنت انیشتن را بر ما مسلط نمودی که دانشمان بسیار افزودند . پروردگارا به کدامین ملت اینگونه لطف نمودی که وارثان سنت دانشمندان را بر آنان رهبر قرار دهی

10.  خداوندا ملت ما گرسنه اند اگر چه نان نفت بر سر سفره ما نیاوردی ولی ما را نعمت کارت هوشمند دادی که اسراف نکنیم و اینگونه از گناهان بر حذر داشتی تو را شکر میگوییم

11.  پروردگارا اگر چه در این سی سال در کارخانه ها را یکسره بستی ولی در هزار مسجد گشودی تو را شکر می گوییم که معنویت را به ما هدیه دادی

12.  پروردگارا به دستان لرزان روشنفکران این مملکت بنگر ای تو که هر روز نعمت دیدن روز قیامت را به آنها ارزانی داشتی

13.  خدایا همه پا برهنه ایم ولی شادمان منتظر نیروگاه اتمی میمانیم تا دردمان دوا نماید تو را شکر میگوییم که دروازه های خیال را بر ما گشودی

14.  چنان پایه های شوکت ما را بلند نمودی که تمام مملکت فرنگ بر ما شوریدند . خداوندگارا تو را شکر می گوییم اما بد نیست کمی تعدیل می داشتی؟

هر چه بگویم کم است از محبتهای هر سال تو اما امسال ما را خواهشیست از درگاهت که بیا و بزرگی کن این همه نعمت را در این مکان متمرکز نکن که شاید از چشم زخم حسودان ما را گزندی رسد .بیا لطف کن این آبادگران را مملکتی دیگر محض عمران بنما ، اصلاح طلبان را سرزمین دیگری محض اصلاح از آسمان بفرست .لذت جهاد را بر امثال مردم عربستان بچشان . حماس را قیمی دیگر اعطا فرما . پول نفت مال تو ، ما را قدری میوه ارزان مرحمت کن . اتم را همه به امرای فرنگ ببخش از برای ما همان کمی آرامش مقدر فرما. تمدن 2500 ساله نمی خواهیم مردم ما را کمر فکر هوشمندانه عنایت فرما . چوپان نخواستیم گوسپندی ما را درمان نما.  خداوندا معنویاتمان چنان زیاد شده که پاسبانهای سر گذر قطاع الطریق گشته اند دیگر معنویت کافیست ما را کمی آزادی عنایت فرما . پروردگارا میبینی که هر چه تو نعمت می دهی ما به نصف قانع شدیم لطف بنما این نصفه را عنایت کن و لطف از این فراتر منما

 

 

+ نوشته شده توسط شورای سردبیری در شنبه سوم فروردین 1387 و ساعت 21:36 |

دست مزن! چشم، ببستم دو دست      راه مرو! چشم، دو پايم شكست

 

حرف مزن! قطع نمودم سخن              نطق مكن! چشم، ببستم دهن

 

هيچ نفهم! اين سخن عنوان مكن        خواهش نافهمی انسان مكن

 

لال شوم، كور شوم، كر شوم          ليك محال است كه من خر شوم

                         چند روی همچو خران زير بار؟                سر ز فضاي بشريت برآر

 

 

+ نوشته شده توسط شورای سردبیری در پنجشنبه نهم اسفند 1386 و ساعت 6:22 |

آیا میتوان به پیشرفت امیدوار بود؟

 

چند وقتی هست که یک مطلب راجع به کار گروهی و اینکه ما مردم ایران چقدر در این مساله موفق هستیم، ذهنم را مشغول کرده است.

مطلبی مانند اینکه چرا در طول این صد سال اخیر که جنبشهای روشنفکری حرکتهایی در مقاطعی مانند انقلاب مشروطه، جنبش ملی شدن صنعت نفت، انقلاب 57 و چندین حرکت دیگر که نیازی به بازگشایی مجدد در این مقال ندارد را انجام داده اند ولی تقریبا هیچکدام ختم به خیر نشده اند؟!

حتی به نوعی میتوان سالهای آغازین حکومت رضا شاه را در زمره آن مقاطعی به حساب آورد که روشنفکران با رضا شاه از در دوستی درآمدند، ولی بعد از مدتی مسیر حرکت به طور کلی عوض شد و تعدادی از همان یاران دیروز رضا شاه کشته، زندانی، تبعید و یا خانه نشین شدند!

به نظر من یکی از علل مهم این معضل بزرگ جامعه ما، بلد نبودن کار گروهی با یکدیگر است.

شما اگر کمی به اطرافتان دفت کنید به راحتی به این مساله پی میبرید.

کدام تیم ورزشی گروهی را در میهنمان دیده اید که به صورت منظم و تاکتیکی کار کند و این حرکت ادامه دار باشد؟

شاید در مقاطعی یک تیم ورزشی مانند فوتبال ایران در مقدماتی 1998 فرانسه و یا 2006 آلمان و همچنین بسکتبال در همین سال اخیر در آسیا و .......موفقیتهایی داشته است ولی ما هیچگاه به تکرار این پیروزیها نمیتوانیم دلخوش باشیم.

حال یک نظر به تیمهای انفرادی بیفکنیم:

کشتی، تکواندو، کاراته، تیر و کمان، وزنه برداری، دوچرخه سواری، جودو و چندین و چند ورزش انفرادی ما همیشه دارای مقام آسیایی و جهانی هستند و دائم در حال رشد میباشند.

از نمونه های دیگر، میتوان به رتبه های بسیار خوب دانش آموزان و دانشجویان ایرانی در المپیادهای علمی اشاره کرد.

ولی همین افراد بسیار سختکوش و نخبه، بعد از اینکه درسشان را با موفقیت پشت سر گذاشتند، در نظام تک روی جامعه حل میشوند و دیگر نشانی از آنها نمیبینید!

و یا در صورت زرنگ بودن و داشتن ارتباطات با دیگر کشورها، یک پذیرش از آنجا گرفته و به نوعی فرار را بر قرار ترجیح میدهند!

اگر بخواهیم در این مورد شاهد و مثال بیاوریم باز هم به تعداد زیادی برمیخوریم!

آخرین نمونه آن، تعداد زیاد وبلاگها میباشد که تقریبا رکورددار جهانی هستیم!

اگر کمی دقت کنیم، مشاهده میکنیم مردم ما، از بس که قدرت تحمل یکدیگر را ندارند به گوشه های تنهایی خزیده و در کنج اتاقهای خانه به تایپ افکار سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و یا خاطرات خود میپردازند و حاضر نیستند این افکار را به طریقی که به مسولان نظام هم برنخورد در جامعه و با همفکران خود در میان بگذارند!

فکر میکنید که روشنفکران ما از کجا برمیخیزند؟

از همین قشر وبلاگ نویس که کار گروهی را فراموش کرده اند!

حال میتوان با این فرهنگ تکرو به تغییر در جامعه امیدوار بود؟

 

ادامه دارد.........

+ نوشته شده توسط شورای سردبیری در چهارشنبه هشتم اسفند 1386 و ساعت 3:22 |

برگزاری جشن اسفندگان در تورنتو

 

در روز یکشنبه، به تاریخ 17 فوریه، انجمن دوستداران زرتشت با همکاری

،Art Accounting، Image At Source، Persian Circle

مجله شهروند و مهر ایران، برنامه ای به مناسبت روز زن، زمین و زایندگی (جشن اسفندگان)  در مرکز پریا در تورنتو برگزار نمود که برنامه ای درخور تامل و زیبا بود.

در قسمت ابتدایی برنامه که از ساعت 18:30 شروع شد، سخنران برنامه، آقای آرش آذر کلاه که از اولین مجریان رادیو و تلویزیون ملی ایران بود، با سخنانی بسیار زیبا و متین از مقام بانوی ایرانی قدردانی به عمل آورد.

گروه همسرایان کانون فرهنگی زرتشتیان ایرانی، دو قطعه مسم مسم (محلی ممسنی) و استو دو لا پومپا (محلی عاشقانه چک) را با زیبایی هر چه تمامتر در مرحله بعدی اجرا کردند.

در ادامه، از چند مادر و بانوی موفق از جمله فاطمه قیروانیان، شمسی شاهرخی (هنرمند نقاش ایرانی ساکن تورنتو) و......قدردانی به عمل آمد.

قسمتهای متنوع دیگری در این برنامه وجود داشت که میتوان به سرایش دو قطعه شعر به یاد ماندنی از سیمین بهبهانی و فریدون مشیری توسط بانو مهتاج کاویانی، توضیح در مورد روز اسفندگان یا سپندارمذ توسط بهرام بهرامی، تقدیر انجمن پریا از آقای آرش آذرکلاه و اجرای موسیقی سنتی اشاره کرد.

در پایان نیز، جمعیت حاضر در سالن، با اجرای زیبای موسیقی پاپ توسط فواد به دست افشانی و پایکوبی پرداختند.

این برنامه تا ساعت 23:30 به طول انجامید.

 

جاوید ایران

پاینده مهر ایرانی

+ نوشته شده توسط شورای سردبیری در چهارشنبه یکم اسفند 1386 و ساعت 10:5 |

به بهانه اکران سنتوری در تورنتو

                                                                    

                                          
         جايگزين «سنتوري» مشخص مي‌شود / اعلام نظر رسمي معاونت سينمايي درباره «سنتوري»   نمایش فیلم سنتوری بهانه ای شد تا قدری عمیقتر به سینمای ایران بنگرم.
.

در سرمای زیر صفر درجه تورنتو، دیروز به دیدن این آّخرین ساخته مهرجویی رفتم.

باز هم موضوع خانمانسوز اعتیاد!

به این فکر میکردم که سینما و کلا هنر هر جامعه، نشات گرفته از ساختار اجتماعی و فرهنگی آن میباشد.

اگر در ایتالیا، فیلمهایی با مضمون مافیا ساخته میشوند، نشانه درگیری اجتماعی و فرهنگی آن دیار با این پدیده میباشد و یا در هندوستان و..............

در ایران نیز در دهه 40، فیلمهای ساخته شده آن زمان ریشه در فرهنگ جاهل بازی و غیره و غیره داشت و یا در اواخر دوره پهلوی، فیلمها رنگ و بوی سیاسی داشتند که بازخورد تحولاتی که در حال انجام شدن بود، به حساب می آمد.

همچنین پس از انقلاب، در دوره جنگ، طبعا سینما نشات گرفته از مسائل مربوط به آن بود.

با این تفاسیر، لرزه بر اندامم می افتد وقتی که فیلمهای یکی، دو سال اخیر سینمای ایران را میبینم!

اگر قرار باشد (که متاسفانه هست) معضلات اجتماعی ایران را نمایان سازند، اصلیترین و مهمترین آنها اعتیاد است و بس!!!

این خود نمایانگر وضعیت اجتماعی ماست!

سنتوری با تمام کاستیهایی که داشت،فیلمی درخور تحسین بود.من به این معتقدم، جدا از موضوع و سناریوی فیلم، چگونگی پرداختن به آن، بسیار حائز اهمیت است.

علی سنتوری، نماینده قشر عظیمی از هنرمندان ماست که در مجالس و محافل ایرانی مینوازند و خود به چشم خویش دیده ام که رفتن به سوی اعتیاد در آنان به طوری سنتی شده است.

آن زمان که آنان را در مجالس عروسی میگرفتند و درون بازداشتگاههای مفاسد اجتماعی مجبور میکردند که برایشان آهنگ بزنند و آنان به تمسخر، به او میخندیدند، آدمی به ارزشی که برای هنر قائلند، پی میبرد.

فیلم به غیر از چند دیالوگ مهم از زبان همسر علی (هانیه) که میگفت: به علی مجوز کار ندادند تا نوارش بیرون بیاید و او به همین دلیل مجبور شد به مجالس و محافل خصوصی برای امرار معاش برود و آنجا نیز به جای پول به او مواد مخدر هدیه میدادند و.......... ، رفتن به خارج از کشور را نیز ارائه میدهد!

فرار !!!

در قسمتی از داستان، خود را جای هانیه گذاشتم! واقعا هیچ راه فراری و هیچ روزنه امیدی را نیافتم!

مهرجویی از زبان هانیه، فرار از خاکی که در آن زاده شده ام و تمام خاطراتم در آن سرزمین اهورایی بوده است را ارائه میدهد!

حتی در لفافه برای فرار، توسل جستن و یاری گرفتن از غیر (جاوید) و پشت سر گداشتن زندگی ناموفق را توصیه میکند!

آیا این کارها هم کمکی به این برزخیان میکند؟

راه چاره برای سامان گرفتن این بانوی ایرانی چیست؟

با یک فلاش بک به عقب میبینیم که پیشتر رخشان بنی اعتماد در خون بازی، فیلمی با مضمون کلی اعتیاد ساخته بود که در آن هم به نحوی، شخصیت اول فیلم که معتاد هم بود برای فرار از این معضل، قصد فرار از میهن! و پناه بردن به خارج را داشت!

به راستی، حق مسلم ما کدام است؟!

زندگی و دیگر هیچ؟!

 

 

+ نوشته شده توسط شورای سردبیری در دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386 و ساعت 22:31 |

گزارشی مختصر از یک شب طنز و شعر

در چهارمین شب شعر که به همت دوستان شهروندی (مجله شهروند) در سالن کتابخانه نورت یورک تورنتو  در روز شنبه، 9 فوریه در ساعت 7 غروب برگزار شد و تا حدود 10 به طول انجامید، جمعیتی بالغ بر 200 نفر برای شنیدن و لذت بردن آمده بودند که به زعم خود و با وجود کاستیهایی که وجود داشت، در نوع خود بسیار خوب و قابل ملاحظه بود.

در این برنامه که در دو قسمت برگزار شد، با توجه به برنامه های متنوع  که بیشتر حول محور طنز بود، یکی از بهترین قسمتها، مطالب ارائه شده توسط آقای اسد مذنبی بود.

در چهره افرادی که در سالن بودند میشد به خوبی حس رضایت را از این قسمت برنامه دید.

ولی با تمام این اوصاف، گردانندگان این وبلاگ فکر میکنند که اگر چند مورد در برنامه های آینده اصلاح گردند، نتیجه بهتری حاصل و رضایت مخاطبان فرهنگ دوست ایرانی جلب میگردد که به اختصار میتوان به شرح ذیل به آنها اشاره کرد:

1-صحبتهای مجریان کمتر گردد و مجال صحبت بیشتری به کسانی که آثاری برای ارائه آورده اند، داده شود.

2-آقای زرهی عزیز (مدیر مسئول نشریه)، کمتر از میان تماشاچیان برای شاعران و ارائه دهندگان آثار بذله گویی کنند و همان به مجری گری اکتفا کنند!

3-برای برنامه هایی از قبیل پخش فیلم و..............از قبل کاملا هماهنگ کنند که مانند این مرتبه به بی نظمی برنخورند!

(مسئولان به خاطر بی برنامگی و اشکال در پخش صدا، موفق به پخش فیلم مستند عارف محمدی نشدند!

با این توصیف که اکثریت قریب به اتفاق کسانی که در سالن بودند برای دیدن فیلم منتظر نشسته بودند و شاید اگر میدانستند که فیلم قابل پخش نیست، زودتر سالن را ترک میکردند!)

در پایان، با توجه به سختی چنین کارهایی در کانادا، این امر را ارج نهاده و برای برگزارکنندگان برنامه، آرزوی پیروزی و کامیابی داریم.
+ نوشته شده توسط شورای سردبیری در پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386 و ساعت 22:12 |
این دانشجویان دیگر فرسودههای سیاسی نیستند که پوزش بخواهند و کنج عزلت اختیار کنند .اینان که

پرچم ازادی طلبی و برابری را افراشته اند براستی راست قامتان ایرانند و ما میدانیم هم اکنون در

سلولهای سرد و تاریک اوین به انان چه میگذرد و این ادامه استبداد کهن این مرز و بوم است .دست در

دست هم به فراخوانها ازادی انان پاسخ داده تا موجبات رهایی انان از چنگال استبداد اسلامی فراهم آید

+ نوشته شده توسط شورای سردبیری در دوشنبه یکم بهمن 1386 و ساعت 20:0 |

 

 بين هنجار های اسلام فقاهتی و ارزش های دنيای جديد همواره يک درگيری وجود داشته است. هنجار های جمهوری اسلامی که به هنجار های اسلام فقاهتی معروفند، هنجار های بازمانده از سده های پيشين اند، که هيچ گونه همخوانی با دنيای امروز ندارند. در زندان های جمهوری اسلامی می کوشند انسانها را از درون تهی و نظام ارزشی آنها را دگرگون کنند. اما در اين مورد هرگز موفق نشدند. هيچ يک از افرادی که بازجو ها و حاکمان شرع و نگهبانان بی شمار با فشارکابل و انفرادی و احکام سنگين در پی تغییر هويت فرهنگی و انسانی آنان بودند تبديل به انسان فقاهتی نشدند. بلکه به عکس نيروهای جمهوری اسلامی در راستای ارزش های غير سنتی و عرفی ريزش کردند. مهم ترين و شناخته شده فرد در اين مورد را بايد کسی بناميم که کتاب های او مثل « ايدئولوژی شيطانی » ، « دانش و ارزش » ، « تضاد ديالکتيکی» و «نهاد ناآرام جهان» با کابل به زندانی داده می شدند تا زندانی مقاومت سياسی و انسانی اش در هم شکسته شود. اين فرد کسی نيست جز عبدالکريم سروش، که به با پذيرش ارزش های جهان نو راه دیگری در پیش گرفت. من نمی دانم آيا عبدالکريم سروش، از اينکه کتاب هايش در زندان های جمهوری اسلامی چنين نقشی را داشته است، هرگز از خدای خود طلب مغفرت کرده است؟ و آيا او هرگز در صدد برآمده است که از زندانيان پوزش بخواهد؟ جدا از آقای سروش بسياری از کادر های وزارت اطلاعات، که در پيوند تنگاتنگ با شعبه هايی از وزارت اطلاعات کار می کردند، مثل سعيد حجاريان، عباس عبدی، تاجيک، ربيعی و تاج زاده و ... اکنون به ارزش های عرفی روی آورده اند.

بررسی قضائی فعاليت های آنان به اين نوشتار مربوط نمی شود. اما از جنبه ی مقاومت انسانی و مقاومت همه جانبه هنجارهای عرفی و امروزی به معنای وسيع کلمه، جمهوری اسلامی و اسلام فقاهتی بزگترین بازنده ی این «بازی» بود. شايد گروه های سياسی پراکنده شدند و ديگر اعضاء و هوادارانی ندارند. اما اگر تاريخ زندان های جمهوری اسلامی نوشته شود، هيچ فردی نمی تواند به اعمالی که در آن سالها در زندان های ايران اتفاق افتاد، مشروعيتی بدهد و برای آن توجيهی بيابد. جريانی که از تولد خود هزار سال تاخير داشت، تحت شرايط و موقعيت خاص سياسی به قدرت رسيد. اين جريان می خواست همه چيز را به عقب برگرداند، ولی تنها ارج خود برد و زحمت انسانها را افزود.

+ نوشته شده توسط شورای سردبیری در یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386 و ساعت 9:57 |

 

پديده ی زندانی سياسی در جمهوری اسلامی از يک پديده سياسی ـ حقوقی فراتر رفته، ابعاد ايدئولوژيک ـ عقيدتی و هنجاری دارد. اما جدا از اين جنبه ها، می توان بر جنبه های روانی آن هم انگشت گذاشت. اين جنبه های روانی همانا کينه توزی لايه های عقب مانده ی جامعه ی ايران است، که عليه لايه های مدرن جامعه صورت می گيرد.

بخشی از لايه های جامعه ی ايران که در روند تاريخی توسعه از طريق يک دولت مقتدر مرکزی به حاشيه های جامعه کشيده شده بودند، در يک فرصت تاريخی حاکم شدند. حاکمان جديد بيش از هر چيز نسبت به هنجار های لايه های مدرن، حساسيت و کينه توزی داشتند. چنان چه فعالان لايه های مدرن خود را مبارز و انقلابی می دانستند، شدت اين حساسيت افزايش می يافت. از اين رو، جدال زندانی در جمهوری اسلامی را بايد در آتيه علاوه بر ابعاد سياسی و اجتماعی در ابعاد روانشناسی اجتماعی و فردی نيز بررسی کرد.

اينک بسياری از زندانيان سابق خاطرات خود را نوشته اند و کتابهای بسياری در اين باره انتشار يافته است. کم نيستند زندانيان آزادشده ای که در کشور های آمريکايی و اروپائی زيست می کنند. شايد اگر موسسه ای پايه گذاری شود تا به جمع آوری اين اسناد اقدام کند و سپس به نسل نو يعنی فرزندان زندانيان سياسی برساند. آنگاه جای اين اميدواری هست، تا اين نسل که بعضا در کشور های اروپائی به تحصيل پرداخته، با اسلوب های علمی در علوم اجتماعی آشنا شده و خود مستقيم تحت فشار نبوده ب تواند به دور از احساسات به کار علمی بر روی اين مدارک بپردازد و کتاب هائی با شاخص های بين المللی انتشار دهد. جدا از جنبه ی علمی، اين اميد نيز هست که نويسندگان ادبيات از زاويه ی ديد بازجويان، توابين، شکنجه شدگان و خانواده ی زندانيان داستان های کوتاه و رمان های ارزنده ای بنویسند.

بدون شک نمی توان بيدادی را که بر انسانها در زندان ها ی اسلامی رفته است جبران کرد و عدالتی را تحقق بخشيد. شايد تحقق عدالت و جبران آن ادبيات و کتاب هايی باشد که در آتيه در اين مورد نوشته خواهند شد. شايد تنها ابزار اخلاقی انسان اين باشد، که اندوخته ای برای دانش بشری به جا بگذارد تا از اين رهگذر آيندگان با نادانی و جهل کمتر با هم برخورد کنند. تا شايد دنيايی بهتر برای زيست همگانی فراهم آيند.

 

+ نوشته شده توسط شورای سردبیری در شنبه پنجم اسفند 1385 و ساعت 22:37 |